ز تنهایی ملولم چند نالم؟ / ز بی یاری به جانم با که گویم؟(عراقی)
ز دل تنگی به جانم با که گویم ؟ ز غصه ناتوانم با که گویم؟
ز تنهایی ملولم چند نالم؟ ز بی یاری به جانم با که گویم؟
به عالم در ندارم غمگساری نمی دارم ندانم با که گویم؟
ز غصه صد هزاران قصه دارم ولی پیش که خوانم ؟ با که گویم؟
چو مرغ نیم بسمل در غم یار میان خون تپانم با که گویم؟
فتاده چون بود در دام صیدی؟ ز محنت همچنانم با که گویم؟
به کام دوستان بودم کنون باز به کام دشمنانم با که گویم؟
مرا از زندگانی نیست سودی ز هستی در زیانم با که گویم؟
همه بیداد بر من از عراقی است ز بودش در فغانم با که گویم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 22:54 توسط محمدسعید
|